۶.۱۰.۸۷

مصاحبه اختصاصي شيرين با خليج فارس

شيرين- جناب خليج يا بقول خارجي ها گلف خيلي خيلي سپاسگذارم که با اين همه گرفتاري دعوت ما را براي اين مصاحبه پذيرفتيد. اولين پرسش من من از شما اينه که از نقطه نظر جنسي بايد شما را آقا يا خانوم خطاب کنم.
خليج- راستش خودم هم نميدانم از يک سو با همنشيني با آقاي تنگه هرمز بسيار لذت ميبرم از سوي ديگر اگر خانوم باشم ايرانيان عزيز با يک چادر عظيم حجاب بر سرم ميگذارند و دنيا را برايم تيره و تار ميکنند.
شيرين- حتما اطلاع داريد که در 40 سال گذشته بر سر نام شما کشمکش براه افتاده است.
خليج - بله کما بيش مطلع هستم ولي زياد اهميتي نميدهم ....
شيرين- جناب خليج چطور اهميتي نميدهيد...ايرانيان گلوي خود را پاره کرده اند که اين خليج فارس است و مال ما...
خليج - مال ماست يعني چي؟ اگر اينطور باشه...دوست بزرگوارم اقيانوس هند هم بايد مال هندي ها باشه..
.شيرين- منظور نام شماست ...بفرمائيد که آيا شما فارس هستيد يا عرب!
خليج- راستش من فارسم براي همينه که دل به تنگه هرمز بستم ..ولي بطوريکه ميبينيد اين روز ها حرف عرب ها بيشتر بگوش ميرسه.
شيرين- يعني اگه چهار تا کشوره فسقلي بشما بگن خليج عربي شما عربي ميشين؟
خليج- ببينيد ...اول بياييد ببينيم کي عربه کي نيست...نيمي از دنيا ايرانيان را عرب ميدانند. خود ايرانيان را مردان عرب نما اداره ميکنند. چطور توقع داريد که اين تغيير نام را هرچند هم دروغين باشد مردم دنيا نپذيرند؟
شيرين- يعني ايرانيان فارس هستند در لباس عرب؟
خليج- اين لباس را همان اعراب به تنتان کردند و امروز بعد از 1400 سال فريادتان در آمده است .
شيرين- ...و شما در چه لباسيد؟
خليج- من آبم و آب را به لباس نيازي نيست.
شيرين- ولي چندان آب زلالي هم نيستند.
خليج- حق باشما ست با اينهمه کشتي و قايق جنگي که در دل من پرسه ميزنند...با اينهمه کثافت هاي نفتي که مرا آلوده ميکند ..پاکي خود را از دست داده ام...ولي هنوز آبم..و هويت خود را از دست نداده ام.
شيرين- يعني ما ايرانيان هويتمان را از دست داده ايم؟
خليج- چي بگم؟...شما ايرانيان ميان دو صندلي نشسته ايد و اين چندان راحت و آرامش بخش نيست.
شيرين- جناب خليج شما کجا نشسته ايد؟
خليج- وضع من هم دست کمي از شما ندارد...با اينهمه کشتي و ناو جنگي امريکايي که روي من تاخت و تاز ميکنند ممکن است بزودي نامم خليج امريکا بشود.
شيرين- ...يا خليج نفت...
خليج - اين هم ممکنه...شيرين- از شوخي گذشته..آيا ميتوان نام دو هزار ساله شما را عوض کرد؟
خليج - وقتي يک ملتي مثل مردم ايران را بتوان تغيير داد تا جاييکه با خداي خودش نيز به عربي سخن بگويد چه توقعي داريد؟
شيرين- يعني اين جمع آوري امضا و اعتراضات به جائي نخواهد رسيد؟
خليج- ببينيد اگر خواهان تغيير جهان هستيد...اگر نميخواهيد که بمن خليج عربي بگويند..نخست بايد خودتان را تغيير دهيد.
شيرين- جناب خليج فارس از شرکت شما در اين گفتگو سپاسگذارم

۳۱.۶.۸۷

بدون لچک



لچک گاهی بر وقار و زیبایی میفزاید چه زن و چه مرد

لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري


برای حفظ حرمت لچک هرگز نیشتان را باز نکنید اگر جلوی لبخندتان را نمیتوانید بگیرد دهانتان را بپوشانیدمانند نفر اول از سمت چپ

لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري


یکی از فارغ التحصیلان دوره آموزشی در حال نمایش بستن لچک
تصویر 1




تصویر 2


تصویر 3


تصویر 4



تصویر 5



لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري

یکی از استادان خارجی دوره آموزشی بستن لچک

آموزش بستن لچک










وزارت ارشاد و مردم آزاری کلاس های ویژه ای برای آموزش بستن لچک تاسیس کرده است.و به شرکت کنندگان پس از پایان دوره آموزش ، دیپلم رسمی لچک بندی داده میشود.

لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري


از آنجا که عمامه مختص به روحانیون است
لچک های شبیه به عمامه مجاز نیستند.


دختران خود را از کودکی به لچک عادت دهید

.دفتر روابط عمومی و خصوصی وزارت ارشاد و مردم آزاری






لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري

لچک و لباس محرکدر محفل سپاهيان ونظاميان و بسيجيان مجاز است.

لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري

در اين عکس چهار چيز محرک بچشم ميخوردنوع لچک گرچه مصري ميباشد ولي مجاز است

لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري


تزيين لچک با گره هاي زينتي مجاز نيست.

لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري


لچک کار براي ادارات مهم اينست که هميشه سر بطرف پايين باشد چهره غمگين ولي جدي

لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري

لچک کاربراي بانوان کارگر

لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري

در استفاده از لچک بايد دقت نمود که حرمت لچک بخطر نيفتدعکس فوق نهايت بي احترامي به لچک مقدس است.از سوي ديگر قيافه خندان بهيچوجه مجاز نيست.صورت خندان محرک است.

لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري


استفاده از لچک گلدار براي برادران مسلمان مجاز نيست لچک گلدار موجب تحريک است

لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري


اين نوع لچک گو اينکه در آن تمام موازين موجود در آن رعايت شده است معهذا مجاز نيست اشکال لچک فوق از گردن به پايين ميباشد که موجب تحريک استحتي اگر مانند بالا بر سر يک مانکن چوبي باشد.هرچند که مانکن چوبي است ولي برادران مسلمان از چوب نيستند

لچک نامه, از انتشارات وزارت ارشاد و مردم آزاري


مرکز مطالعات حجاب اسلامي وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد و ساير مردم آزاري هااقدام به جمع آوري مدل هاي مختلف لچک و بر رسي آنها نموده است.با هم به مطالعه آن ميپردازيم.


لچک بطور کلي بمعناي پارچه ايست که کله آدميزاد را بپوشاند.


۱۵.۵.۸۷

فرمایش های آیت الله صانعی در پاسخ یه یک خبر نگار

آيت الله صانعي فرمودند
تا ظهور امام عصر (يا همان معصوم) اجراي قوانين اسلامي جايز نيست.
جانور ديگري که ناشر روزنامه کيهان نيز هست دقیقا خلاف این را میگوید.
بگذریم
سوال اينجاست اين جناب صانعي چگونه به اين مطلب مهم که با زندگي و جان آدميزاد ارتباط داردُ پي برد..آن هم بطور ناگهاني..يعني اگر خبر نگاري چنين سوالي نميکرد همه ما و ايشان در جهل عميق و مسلم با قي ميمانديم.
سوال دوم آيا شلاق و آدم کشي فقط در اانحصار معصومان است؟ کدام معصومان؟ اگر چنين باشد همين حاکمان فعلي ايران...طالبان افغانستان همگي از دم معصوم هستند ونيازي به ظهور نيست.
سوال سوم اگر اين فقيه دانشمند بر همه چيز واقف استُ چرا تا بحال خاموش مانده بود و تحمل شلاق ُ شکننجه ُ سنگسار و اعدام همنوعان خويش را مينمود و و چيزي نميگفت و تماشا ميکرد؟
نتيجه اول و آخر
فرقي نيست ميان آناني که بقول خودشان راه اسلام راطي ميکنندو آناني که به نعل و به ميخ ميزنند.مثل همين جناب صانعي.
تکليف مردم با گروه اول روشن تر است.

۶.۵.۸۷

مصاحبه اختصاصي شيرين با خليج فارس

مصاحبه اختصاصي شيرين با خليج فارس
شيرين- جناب خليج يا بقول خارجي ها گلف خيلي خيلي سپاسگذارم که با اين همه گرفتاري دعوت ما را براي اين مصاحبه پذيرفتيد. اولين پرسش من من از شما اينه که از نقطه نظر جنسي بايد شما را آقا يا خانوم خطاب کنم.
خليج- راستش خودم هم نميدانم از يک سو با همنشيني با آقاي تنگه هرمز بسيار لذت ميبرم از سوي ديگر اگر خانوم باشم ايرانيان عزيز با يک چادر عظيم حجاب بر سرم ميگذارند و دنيا را برايم تيره و تار ميکنند.
شيرين- حتما اطلاع داريد که در 40 سال گذشته بر سر نام شما کشمکش براه افتاده است.خليج - بله کما بيش مطلع هستم ولي زياد اهميتي نميدهم ....شيرين- جناب خليج چطور اهميتي نميدهيد...ايرانيان گلوي خود را پاره کرده اند که اين خليج فارس است و مال ما...
خليج - مال ماست يعني چي؟ اگر اينطور باشه...دوست بزرگوارم اقيانوس هند هم بايد مال هندي ها باشه..
.شيرين- منظور نام شماست ...بفرمائيد که آيا شما فارس هستيد يا عرب!
خليج- راستش من فارسم براي همينه که دل به تنگه هرمز بستم ..ولي بطوريکه ميبينيد اين روز ها حرف عرب ها بيشتر بگوش ميرسه
.شيرين- يعني اگه چهار تا کشوره فسقلي بشما بگن خليج عربي شما عربي ميشين؟
خليج- ببينيد ...اول بياييد ببينيم کي عربه کي نيست...نيمي از دنيا ايرانيان را عرب ميدانند. خود ايرانيان را مردان عرب نما اداره ميکنند. چطور توقع داريد که اين تغيير نام را هرچند هم دروغين باشد مردم دنيا نپذيرند؟
شيرين- يعني ايرانيان فارس هستند در لباس عرب؟
خليج- اين لباس را همان اعراب به تنتان کردند و امروز بعد از 1400 سال فريادتان در آمده است .
شيرين- ...و شما در چه لباسيد؟
خليج- من آبم و آب را به لباس نيازي نيست.
شيرين- ولي چندان آب زلالي هم نيستند.
خليج- حق باشما ست با اينهمه کشتي و قايق جنگي که در دل من پرسه ميزنند...با اينهمه کثافت هاي نفتي که مرا آلوده ميکند ..پاکي خود را از دست داده ام...ولي هنوز آبم..و هويت خود را از دست نداده ام.
شيرين- يعني ما ايرانيان هويتمان را از دست داده ايم؟
خليج- چي بگم؟...شما ايرانيان ميان دو صندلي نشسته ايد و اين چندان راحت و آرامش بخش نيست.
شيرين- جناب خليج شما کجا نشسته ايد؟
خليج- وضع من هم دست کمي از شما ندارد...با اينهمه کشتي و ناو جنگي امريکايي که روي من تاخت و تاز ميکنند ممکن است بزودي نامم خليج امريکا بشود.
شيرين- ...يا خليج نفت...خليج - اين هم ممکنه...شيرين- از شوخي گذشته..آيا ميتوان نام دو هزار ساله شما را عوض کرد؟
خليج - وقتي يک ملتي مثل مردم ايران را بتوان تغيير داد تا جاييکه با خداي خودش نيز به عربي سخن بگويد چه توقعي داريد؟
شيرين- يعني اين جمع آوري امضا و اعتراضات به جائي نخواهد رسيد؟
خليج- ببينيد اگر خواهان تغيير جهان هستيد...اگر نميخواهيد که بمن خليج عربي بگويند..نخست بايد خودتان را تغيير دهيد.
شيرين- جناب خليج فارس از شرکت شما در اين گفتگو سپاسگذارم

۲.۱۱.۸۶

اندر احوال فسقل خان

با اجازه از پروين جون
فسقلی ناله كرد و گريست
كه مرا پاى بيرون رفتن نيست
چه كنم رهبرم اگر بزند
كه مرا قدرت دويدن نيست
نازكم هيكلم ظريف بود
چينيم توان شكستن نيست
زن گرفتم ز روى ناچارى
گوش من بهر نق شنيدن نيست
يك دو ماهى باهاش نمودم سر
كار من صيغه است جز آن نيست
لاریجانی دختران به تور زد و برد
بهر من دخترى به ايران نيست
يك سمند خر شدم خريدم من
هيكلم از تويش نمايان نيست
فسقلی دور شو از ديار قديم
كشور ما براى شيران نيست

۲۳.۱۰.۸۶

مصاحبه اختصاصی شیرین با حجت الاسلام و المسلمین سردار دادار دادار


مصاحبه اختصاصی شیرین با حجت الاسلام و المسلمین سردار دادار دادار




شیرین - جناب حجت الاسلام ممنونم از اینکه در این مصاحبه شرکت میکنید.


سردار دادار دادار-همشیره بنده حجت الاسلام نیستم...


شیرین - وای ببخشید ، چون این اواخر چپ و راست در مورد چکمه فتوا داده اید گمان بردم اگر آیت الله نباشید حد اقل حجت الاسلامید.


سردار دادار دادار- خیر خلاف بعرضتون رساندند. من فقط مجری قانونم.


شیرین - کدام قانون ؟ ممکن است توضیح بیشتری بفرمائید.


سردار دادار دادار- وظیفه من حفظ شئون اسلامی و نظم عمومیه.


شیرین- ممکن است بفرمائید که مبارزه با چکمه چه ربطی به شئون اسلامی داره و دوم اینکه شئون اسلامی در چیست؟


سردار دادار داردار- .....عرض کنم خدمتتان......علمای.....


شیرین -بفرمائید من سراپا گوشم.


سردار دادار دادار- بله همینطور که عرض کردم ...شئون اسلامی شئون اسلامیه دیگه


شیرین- آیا حدیثی در این باره میشناسید؟


سردار دادار دادار- بله امام محمد باقر (ع) فرمودند زنان را پا پوش بلند جایز نیست.


شیرین- سردار خان خودمونیم ها...این حدیث رو از خودتون در آوردید.


سردار دادار دادار- (با حالات عصبی و بر افروخته) همشیره اصلا بشما چه مربوط که از خودم در آوردم یا در نیاوردم...فرضا که از خودم در آوردم..این حدیث هم مانند باقی حدیث ها...من دیگر حاضر به پاسخ به سوالات شما نیستم....روتون رو هم بگیرید و هم کم کنید. استغفرالله!

جدید ترین خبر چکمه ای


جدید ترین خبر چکمه ای




طبق فتوای وزارت ارشاد اسلامی دستور حذف نقشه ایتالیا از کلیه نشریات و بخصوص کتاب های درسی صادر گردید.

چکمه حشری


چکمه حشری



رفتار سوئی با صاحبش نکنید. یکراست بیاوریدش نزد من تا خدمتش برسم.

چکمه پاسدار باشی یا همون چکمه قلچماقی


چکمه پاسدار باشی یا همون چکمه قلچماقی


بسیار بسیار حلال ، از برکت چنین چکمه هائی من سردار شدم تا امر به معروف کنم و دمار از روزگار منکر در بیاورم.و صد البته تشخیص معروف و منکر نیز با من است.

چکمه بسیار حرام


چکمه بسیار حرام



بشدت برخورد کنید صاحبش را لای نمد بپیچید و به کلانتری ببرید.زدن چند ضربه شلاق بسیار مستحب است...میدانید که به کجاش

چکمه حلال


چکمه حلال


این نوع چکمه همراه با باقی تن پوش بسیار حلال است، بطوریکه میبینید شلوار در داخل چکمه است ولی محرک نیست.

چکمه نا محرک


چکمه نا محرک



هیکل زنان را خپل میکند و محرک نیست ،البته رنگ سیاه یا قهوه ای آن مستحب تر است .

چکمه سوار کاران


چکمه سوار کاران



سوار کار را دستگیر کنید ولی به اسب کاری نداشته باشید زیرا که سر و کله زدن با انجمن حمایت حیوانات در سر دارد.خوشبختانه انجمن رسمی حمایت از زنان نداریم

دو نوع چکمه حرام


دو نوع چکمه حرام


البته نوع بند دارش بسیار تحریک کننده است . بشدت برخورد کنید.نوع بی بندش اگر زیر چادر باشد بلا مانع است...بشرطیکه سیاه باشد و دیده نشود.

چکمه مکروه


چکمه مکروه


بحال خودشان بگذارید تذکر کوتاه کافیست. البته پوشیدن این نوع چکمه فقط با گواهینامه پایه 1 رانندگی مجاز میباشد.

چکمه بسیار محرک و حرام


چکمه بسیار محرک و حرام




برخورد با این نوع چکمه پوشان فقط توسط مامورین زن مجاز است. در صورت نبودن مامور زن...ماموران مذکر چشمان خویش را درویش نمایند.طرز درویش نمودن چشمان...در جزوه بعدی!

چکمه نامه




چکمه نامه






بنا به فرمان حجت الاسلام والمسلمین جناب سردار رادان یعنی همین حلقه مفقوده که در اینجا میبینید.سردار رادان خان،









بطوریکه ملاحظه میکنید طبیعت صورت مناسبی معادل مغز ناقصش بدو عطا کرده است.






بعد از مبارزه موفقیت آمیز با اراذل و اوباش، طرح وسیع مبارزه با چکمه آغاز گردیده است.از آنجائیکه در جهان پا برهنگان تازیان چکمه وجود نداشته است ، لذا حدیثی هم در این باره یافت نمیشود.در نتیجه اطلاعات عمومی و شرعی ماموران در باره چکمه بسیار نافص است.سردار خان برای حل این مسئله حیاتی پس از مذاکره مفصل با با علمای اهل فن جزوه ای را چاپ و در اختیار یک یک ماموران انتظامی قرار داده است تا با کمک آن بتوانند طرز برخورد با چکمه پوشان را بیاموزند.این جانبه بعد از تلاش بسیار و پرداخت پول چائی موفق به دریافت یکی از آنها شدم که در این سایت بطور اختصاصی نقل میکنم.


نوع نوک تیز و خطرناک

با صاحب این نوع چکمه تنهائی برخورد نکنید زیرا که با لگد کوچکی با نوک این چکمه از پا در خواهید آمد.برخورد حداقل توسط سه نفر دو تا از پشت و نفر سوم از جلو که از پایش در بیاورد و روانه خانه اش کند.در صورت مقاومت استفاده از اسلحه مجاز است

۲۲.۱۰.۸۶

مصاحبه شیرین با شهربانو دخت یزدگرد سوم

بمناسبت روز های محرم
مصاحبه شیرین با شهربانو دخت یزدگرد سوم
برگردان از زبان فارسی پهلوی ساسانی به فارسی امروزی
شیرین - والا حضرت بسیار ممنوم که دعوت ما رو پذیرفتید.
شهر بانو - خواهش میکنم ...من مصاحبه های سابق شما را خوانده ام بخصوص اون مصاحبه ای که با امام زمان کرده بودید برایم جالب بود.
شیرین-اینطور که تاریخ نویسان میگویند شما همسر امام حسین بوده اید.
شهربانو- همسر که چه عرض کنم...یکی از همسران ایشان.
شیرین- ممکنه در اینباره توضیح بیشتری بدهید؟
شهربانو- مثلا چه توضیحی؟
شیرین- چون در حدیث ها آمده است که محمد و امام حسین بخواب شما آمدند و شما را برای حسین عقد کردند و شب دیگر فاطمه شما را به اسلام دعوت کرد و مسلمان شدید.
شهربانو- این چرت و پرت ها چیه...همش دروغه
شیرین- پس این هم دروغه که شما قبل از آمدن لشگر مسلمین مسلمان شدید؟
شهربانو- اینم از اون دروغهای شاخداره
شیرین- پس راستش چیه؟
شهربانو - چی بگم....این کثافت ها اومدن...مرد هامون رو کشتند..زنها رو به اسارت گرفتند و نمیدونید چه بلا هائی سرمون اوردند.
شیرین- ...و بعد شما را به عربستان بردند...
شهربانو- ...در اونجا هم زنها رو بین خودشون تقسیم کردند...شما لابد بهش میگین عقد.
شیرین- میتونید کمی در باره واقعه کربلا برامون تعریف کنید...
شهربانو- مختصر بگم چند نفر به دروغ به حسین گفتند که مردم کوفه تو رو میخواهند که خلیفه شان بشی...حسین هم بس که خر بود باور کرد ...هیچی با ایل و تبارش رفت اونجا که خلیفه بشه...مردم کوفه هم حاج و واج مونده بودند که این وروجک دیگه کیه...خلاصه وروجک هم از رو نرفت..در نتیجه شمر و یزید ریختن سرش و سرش رو گذاشتن کف دستش.
شیرین- والاحضرت آیا شما میدانید که ایرانیان بخاطر اینکه حسین داماد ایرانیان شده بود..هر سال در بمناسبت واقعه کربلا عزاداری میکنند..روضه میخونند.سینه میزنند ..قمه تو سرشون میزنند؟
شهربانو- داماد ایرانیان؟ یعنی چی..این وروجک داماد چندین قوم دیگه هم بود. هموطنان خودش یعنی همین تازیان براش تره هم خورد نمیکنند..عجب دوره و زمونه ای شده
شیرین - راسته که میگن امام سجاد یا همون ذین العابدین پسر شما بوده است.
شهربانو- این درسته البته من میخواستم اسمش رو پرویز بگذارم متاسفانه حریف نشدم...از طرفی بهم گفتند قراره امام بشه و اسم امام هم نمیشه فارسی باشه باید تازی باشه که مردم حساب ببرند.
شیرین - حق با شماست همین حالا هم اسم آیت الله های ما عربیه..حتی یه دونه آیت الله بهروز...یا بیژن هم نداریم.
شهربانو- آیت الله دیگه چیه؟
شیرین- یه چیزی شبیه همون امام البته به تعداد زیاد و یخورده هم بد تر...من توصیه میکنم برای آشنائی بیشتر با این جانوران به اینترنت مراجعه کنید .
شهربانو - حتما
شیرین -برای این گفتگو از شما سپاسگذارم
ابوالفضل بهمراهتان

۲۱.۱۰.۸۶

قطع دست و پای مجرمین حرام است.

اول این خبر

دادگستري كل استان سيستان و بلوچستان خبر داد: اجراي حکم قطع دست راست و پاي چپ محاربان و مفسدان فيالارض در زاهدان سرويس: فقه و حقوق - حقوق اجتماعي 1386/10/16 01-06-2008 14:58:17 8610-08186: كد خبرخبرگزاري دانشجويان ايران - زاهدان سرويس: فقه و حقوق -


حقوق اجتماعي دادگستري كل استان سيستان و بلوچستان از اجراي حکم قطع دست راست و پاي چپ محاربين و مفسدين فيالارض در اين منطقه خبر داد. به گزارش ايسنا- منطقه سيستان و بلوچستان، دادگستري كل استان سيستان و بلوچستان اعلام كرد: در راستاي مبارزه بيامان با مخلان امنيت و گروگانگيران و سارقين مسلح، «م.ع. جلالي» به اتهام محاربه و افساد فيالارض از طريق راهبندي مسلحانه و درگيري با ماموران انتظامي که منجر به مجروح شدن يکي از آنها شده و «ع.ب.ريگي» و «ا. ريگي» به اتهام محاربه و افسادفيالارض از طريق مشارکت در سرقت مسلحانه و آدمربايي مسلحانه و به هم زدن امنيت مردم، «ع.ر.روديني» و «د. پهلوان» به اتهام محاربه و افساد فيالارض از طريق راهبندي و سرقت مسلحانه و ايجاد ناامني براي مردم در سطح منطقه به قطع دست راست و پاي چپ محکوم شد که احکام صادره پس از تاييد توسط مراجع عالي قضايي کشور با رعايت تشريفات دادرسي و با حضور و نظارت کامل تيم پزشکي به مرحله اجرا درآمد. اميد است اجراي حدود الهي باعث عبرت و تنبيه ساير مجرمان شده و امنيت و آسايش را براي عموم مردم که خواهان زندگي بيدغدغه از هجوم اشرار است، به ارمغان آورد.

و فتوای من

بنا به احکام دینی مومنان باید با پای چپ وارد توالت شوند و با پای راست خارج اجرای این حکم اینان را از اجرای صحیح فرا یز دینی باز میدارد. و جایز نیست

اثر مهر و انگشت آیت الله شیرین

ابوالفضل بهمراهتان

۱۶.۱۰.۸۶

کلاس آشپزی

سلام بر خانوم های عزیزبنا بتقاضای گروه کثیری از خانوم های گرامی ، از امروز میپردازیم به طرز تهیه و تزئین انواع مختلف سفره های نذری توجه داشته باشید که سفره نذری نیاز به اطلاعات وسیعی در باره ی آن حضرتی دارد که سفره بنام اوست. بطور مثال سفره امام ذین العابدین باید پر از حله و حوله باشد که خوردنش موجب دلدرد شدید همراه با استفراغ شود. از اینجاست که پی میبریم که چرا آن حضرت مدام بیمار و بستری بودند
یا سفره حضرت رقیه را ( خوشبحالش در سه سالگی حضرت شد) باید با انواع آب نبات چوبی و خروس قندی های رنگ و وارنگ تزئین کنیمکوتاه سخن اینکه ندانم کاری در پهن کردن سفره نذری نه تنها نتیجه بخش نیست بلکه کفر است
در اين جلسه سفره حضرت ابوالفضل (ع) را توضيح مي دهمدر سفره حضرت ابوالفضل (ع) از شله زرد، آش رشته و عدس پلو براي تزئين استفاده مي شود که ما آنها را در دو جلسه به شما آموزش مي دهيمعدس پلو را با زرشک ، کشمش ، زعفران و خلال بادام تزئين مي کنيم سپس گوشت چرخ کرده را که از قبل آماده کرده ايم را در کناره هاي ظرف عدس پلو قرار مي دهيمآش را با کشک مخلوط مي کنيم، و آنرا با نعناع داغ تزئين مي نمائيم سپس مقدار کمي کشک روي آن مي ريزيم و بعد کشکها را با زعفران تزئين مي کنيمشله زرد را با دارچين و خلال بادام تزئين مي نمائيمهسته هاي خرما را در آورده و داخله آنها خلال بادام قرار مي دهيم. آجيل مشکل گشا را داخل تورهاي تزئين شده مي ريزيمدر سفره ابوالفضل حتماً بايد آجيل مشکل گشا باشد
در جلسه بعد طرز تهیه یکی از با حال ترین، سکسی ترین سفره های نذری را که همان سفره محمدی باشد ، شرح خواهم داد
ابوالفضل بهمراهتان